| X Close | ||
پاسخ بيت آيت الله منتظری به پيام های تسليت آيت الله سيستانی و آيت الله صافی گلپايگانی

به گزارش سایت خبری کلمه، مهندس میر حسین موسوی طی صدور بیانیه ای شهادت استاد عالی قدر و برجسته ی فیزیک دانشگاه تهران را به ملت ایران تسلیت گفت. به گزارش این سایت متن بیانیه بدین شرح است:

بسمه تعالی
شهادت مظلومانه دانشمند برجسته فیزیک و استاد دانشگاه تهران دکتر مسعود علی محمدی بازگوی این حقیقت تلخ است که دشمنان ملت ایران برای تحقق منافع خود، قصد دارند از شرایط بحرانی سود ببرند و مسلما این اقدام جنایتکارانه بخشی از طرح وسیعی است که ضرورت دارد همگان فارغ از تمایلات سیاسی، برای کشف ابعاد دیگر آن به مراقبت و تامل بپردازند.فقدان شخصیت مومن و آزادیخواه و دانشمند بی بدیلی چون دکتر مسعود علی محمدی فاجعه ای نیست که هر ایرانی علاقمند به سرنوشت کشور و انقلاب بدان بی تفاوت بماند.اینجانب این مصیبت بزرگ را به ملت شریف ایران، دانشگاهیان و خانواده محترم آن شهید بزرگوار تسلیت عرض می کنم.
میرحسین موسوی
مهندس شاهپور کاظمی ،برادرزهرا رهنورد که دوهفته گذشته را دربند 209 زندان اوین به سر برده بود ،شب گذشته آزاد شد.او که در موج تازه بازداشت های پس از عاشورا برای دومین بار در هفت ماه گذشته ، بازداشت و روانه زندان شده ،در دو هفته گذشته یک بار از اوین با مادرش تماس تلفنی داشته است.به گفته خانواده کاظمی بازداشت دوباره او غیرقانونی و بدون ارائه هیچ دلیل موجهی انجام شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم
10پیشنهاد برای مدیر مسئول روزنامه ی کیهان
اینجانب پس از مدتی تحقیق و تفحص در امور داخله ی کشورمان متوجه شدم که چند عامل وجود دارد که نمی گذارد آب خوش از گلوی ملت ما پایین برود! اولی سران فتنه!!!! وجود این عامل از سال ها قبل در کشور به اثبات رسیده است و راه حل های نابودی و کوتاهی دست آنها از اموال بیت المال را نیز دوستان ارائه داشته اند. دوم روزنامه ی کیهان!!!!!!! آری، روزنامه ی کیهان!!! روزنامه ی کیهان در این چهار سال تمام تلاشش را برای تخریب دول قبل و مثبت جلوه دادن دولت نهم به کار گرفت، تا آنجا که مدیر مسئولش از دستان رئیس دولت نهم، به عنوان منتقد نمونه، لوح تقدیر اخذ نمود!!! اما مثل اینکه این روزها سر نویسندگان این روزنامه به سنگ برخورد داشته.( البته تا آنجایی که بنده اطلاع یافتم سران فتنه به سر ایشان سنگ زده اند.) یا اینکه قرص هایشان را نشسته میل فرموده اند!!!(چه می کنند این سران فتنه!!!) البته بازهم الله اعلم... . شاید هم دست هایی در کار است؟! البته که دستهایی در کار است؛ اگر دستهایی در کار نبود که کیهان منتشر نمی شد. هان! بنده ی حقیر صلاح بر آن دیدم که مقداری کله ماهی بخورم و بعد از آن عملیات آزاد سازی فسفر کنم و سپس ده راه حل برای رفع این بحران ارائه نمایم. البته اسب پیشکشی رو دندوناش رو نمی شمرن!!! پس طبق این ضرب المثل مطمئنم که مدیر مسئول این روزنامه حتماً به پیشنهادات من ترتیب اثر می دهد!!! این راه حل های ده گانه به شرح ذیل اند:
ادامه ی مطلب ...بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ به نقد جناب آقای مهدی فضائلی بر بیانیه ی شماره ی 17 مهندس میر حسین موسوی چاپ شده درروزنامه ی جام جم مورخ 14/10/1388
چند روز پیش، پس از اعلام بیانیه ی شماره ی 17 مهندس میر حسین موسوی، در روزنامه ی جام جم خواندم که:« آقای موسوی! به فهم مردم توهین نکنید.» و «همه ی سیاست مداران دنیا تلاش می کنند تا در بحرانی ترین شرایط هم حتی المقدور به وجود بحران اذعان نکنند.» ...
ادامه ی مطلب ...البته و صد البته که هیچ ننگی دامان پاک شمایان را نمی آلاید چرا که شما پاکی او را به همراه دارید. شجره طیبه ای هستید که اصلتان بزرگواری چون بهشتی بوده است.از آن هنگام که آن انفجار شوم عزیزترین موجود زندگیم را از دستانم ربود، بوی او را در فرزندانش می جسته ام و همواره حضور او را در کنار خودم احساس می کنم هنگامیکه پاره های وجودش را در شما فرزندانش می یابم. و حالا که پاره تن اش و جگر گوشه اش را بی گناه در بند می یابم چقدر به یاد روزهایی می افتم که او بی گناه آماج سیلاب تهمت ها بود.

کلمه:زینت السادات حسینی بهشتی ،خواهر شهید آیت الله بهشتی در نامه ای به دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی، برادر زاده خود نوشته است :از آن هنگام که آن انفجار شوم عزیزترین موجود زندگیم را از دستانم ربود، بوی او را در فرزندانش می جسته ام و همواره حضور او را در کنار خودم احساس می کنم هنگامیکه پاره های وجودش را در شما فرزندانش می یابم. و حالا که پاره تن اش و جگر گوشه اش را بی گناه در بند می یابم چقدر به یاد روزهایی می افتم که او بی گناه آماج سیلاب تهمت ها بود.
به گزارش سایت کلمه متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
علیرضا جان ! تنها برادرم، شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی را به یاد می آورم هنگامیکه نوزادی زیبا را که در آغوش داشت بر روی دستان بلند کردوگفت: اوراعلی نام نهادم تا همواره پیرو مولایش باشد و رضا نام نهادم تا تنها و تنها رضای خداوند در چشمانش بزرگتر و برتر از هر چیز جلوه کند، و من میدانستم که تو همان می شوی.
علیرضای عزیزم! هنگامیکه رنج راه را برجان خود می خریدم تا به دیدار شما عزیزانم بیایم، صوت زیبای قرآنت اولین چیزی بود که به پیشوازم می آمد. و چقدر پدرت بر تو می بالید وقتی آیات خداوند را آن طور زیبا تلاوت می کردی.
از آن هنگام که آن انفجار شوم عزیزترین موجود زندگیم را از دستانم ربود، بوی او را در فرزندانش می جسته ام و همواره حضور او را در کنار خودم احساس می کنم هنگامیکه پاره های وجودش را در شما فرزندانش می یابم. و حالا که پاره تن اش و جگر گوشه اش را بی گناه در بند می یابم چقدر به یاد روزهایی می افتم که او بی گناه آماج سیلاب تهمتها بود.
البته و صد البته که هیچ ننگی دامان پاک شمایان را نمی آلاید چرا که شما پاکی او را به همراه دارید. شجره طیبه ای هستید که اصلتان بزرگواری چون بهشتی بوده و شمایان چونان فروع درخشانش، مشعل حق جویی و عدالت خواهی را همیشه فروزان نگاه خواهید داشت.
چشم بر راه می دارم تا سیمای پاک نورانیت را دوباره ببینم و فروغ نگاه برادرم را در چشمانت باز یابم.
زینت السادات حسینی بهشتی
نقل قول معروفي از قديميها هنوز، زبانزد است كه در هر جا اتفاق پيچيدهي سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي رخ ميدهد ميگويند: « كار انگليسيهاست ! ». اين امر در وقوع كودتاي سوم اسفند 1299 به طرز مرموز و مكتوم از عامهي مردم اتفاق افتاد.
با من در مرور چگونگي وقوع اين كودتا به استناد تاريخ، همراه شويد:
رضاخان ميرپنج فرزند عباسقليخان سوادكوهي معروف به داداشبيك در سال 1256 شمسي تولد يافت و در 22 سالگي عضو نيروي قزاق شد. او طي مدت 20 سال نظاميگري به فرماندهي هنگ قزاقخانهي همدان رسيد و با كمك انگليس و به عنوان يك نظامي وابسته به انگليس كه سياستهاي استعمارگرانه و دخالتهايش در ايران بر همگان آشكار بود، كودتاي موسوم به سوم اسفند را در سال 1299 شكل داد.
رضا خان در بهمن ماه سال 1299 در ملاقاتي با «آيرون سايد» (ژنرال انگليسي) توافق کرده بود که پس از فتح تهران توسط نيروهاي قزاق مقام نخست وزيري به سيد ضياء الدين
طباطبايي سپرده شود. براي اينکه رضا خان اطمينان حاصل کند که در تصرف تهران مشکلاتي وجود نخواهد داشت ژنرال انگليسي به او اعلام کرد احمد شاه در جريان اين اقدام قرار دارد و «نورمن» سفير انگلستان در تهران، مشکلات احتمالي را مرتفع خواهد کرد. سرانجام در شب سوم اسفند 1299 کودتاچيان وارد تهران شده و نقاط حساس شهر را به اشغال خود درآوردند. با فتح تهران حکومت به دست کودتاچيان افتاد. فرداي همان روز سيد ضياءالدين طياطبايي به عنوان نخست وزير، زمام امور را در دست گرفت. پس از اين جريان، احمد شاه ترسوي رنجور بيكفايت با نهايت استيصال و از ترس جان خود، رضاخان را به فرماندهي كل قوا منصوب نمود.
تاريخ يك نام ديگر را نيز همطراز با رضاخان در كودتاي سوم اسفند ثبت نموده و او «سيد ضياالدّين طباطبايي» مدير روزنامهي رعد است كه در همان زمان به سمت نخست وزيري منصوب شد. او پس از كسب نامشروع قدرت، بسياري از شخصيتهاي سياسي از جمله آيتالله مدرس را دستگير و به زندان افکند. رضاخان، عاملي براي تمركز قدرت و ايجاد آرامش در كشور و حفظ منافع نامشروع انگلستان بود و به سبب همين نوكري و فرمانبرداري و سركوب جنبشهاي آزاديخواهانهي مردم ايران مورد حمايت شديد اين دولت بود.
سيدضياءالدين طباطبايي به منظور عوامفريبي و كسب وجاهت سياسي، قرارداد 1919 ميلادي كه به موجب آن كليهي امور مالي و نظامي دولت ورشكستهي ايران به انحصار مستشاران انگليسي درآمد را لغو كرد. اين در حالي بود كه اين قرارداد به همت راد مرداني همچون آيت الله مدرس در عمل كارآيي خود را از دست داده بود. انگلستان نيز براي اغفال مردم ايران، لغو اين قرارداد را با رضايت و آغوش باز پذيرفت تا كابينهي مورد نظر كابينهاي ملي و ضد انگليسي معرفي شود. کابينهي سيد ضياء در عمل راه را براي ورود کابينهي رضا خان هموار كرد. اين همان راز مخفيكاري و شطرنجبازي موزيانهي انگليسيهاست! مدتزماني نگذشت كه مسعود كيهان به عنوان وزير جنگ قاجار، خلع و رضاخان سردار سپه به جاي او وزير جنگ شد و در مبارزهي قدرت، همكار خود سيد ضياء را تبعيد كرد. رضاخان با عنوان وزير جنگ تا 26 خرداد 1302 هجري شمسي با حضور در كابينههاي قوام، مشيرالدوله و مستوفيالممالك تصميم گيرندهي اصلي بود. اندكي بعد احمد شاه مفلوك، حكم نخست وزيري رضاخان را صادر كرد و براي سومين بار به سفر اروپا رفت. استعمار انگليس به طرزي موزيانه و زيركانه از همان ابتدا طرح تغيير سلطنت از قاجاريه به پهلوي را دنبال ميكرد و اين رازي بود كه حاكمان بيمغز آن زمان از آن بياطلاع بودند.
عملي نمودن طرح تغيير حكومت از قاجار به پهلوي در ابتداي نخست وزيري رضاخان ممكن نبود و مقاومت جدي جامعه را در پي داشت، لذا براي آماده كردن افكار عمومي جامعه براي اين تغيير، شعار جمهوري مطرح شد. رضاخان در مخالفت با سلطنت قاجاريه و احمد شاه كه به تحقيق پايگاه مردمي و تاريخي و سياسي خود را از دست داده بود، شرايطي را پديد آورد كه مـجـلـس دورهي پـنـجـم در جلسهي 9 آبانماه 1304 هجري شمسي طي ماده واحدهاي به نام سعادت ملت، «انقراض سلطنت قاجاريه» را اعلام كرد و از همينجا نام نهم آبانماه در تاريخ پهلوي ماندگار شد.
رضاخان ميرپنج با حمايت انگليسيها يک به يک پلههاي ترقي را پيمود و به تدريج به محکم کردن مواضع خود مشغول شد. اما در اين مسير با حضور مبارزاني چون سيد حسن مدرس نميتوانست به راحتي جولان دهد. در دورهي چهارم مجلس، رضاخان که در مقام وزارت جنگ بود، کوشيد امور دفاعى و اقتصادى را هم در اختيار گيرد. مدرس در دوازدهم مهر 1301، در يكصد و چل و هشتمين جلسهي دوره چهارم مجلس، با ايراد نطقى كوبنده و ماندگار بر عليه رضاخان به برکناري او تأکيد نمود. طرح موهوم «جمهورى خواهى» نيرنگ ديگر رضاخان بود که مدرس آن را ضد استقلال و هويت ايران و رهآورد انگلسيها براى تمرکز قدرت در شخص رضاخان خواند و در جهت نابودىاش گام برداشت. سرانجام گروهى از نمايندگان وابسته، به نيرنگ روى آوردند، مدرس را به بهانه آشتى با رضاخان در منزل قوام السلطنه نگاه داشتند و در غياب مدرس، سردار سپه با 92 رأى مثبت، قدرت را به دست گرفت.
سفير انگليس ده روز پس از خلع احمدشاه از سلطنت، نزد رضاخان رفت و حكومت وي را از سوي دولت انگلستان به رسميت شناخت. سفير شوروي نيز فرداي همان روز به رسميت شناختن حكومت او را توسط دولت متبوعش اعلام كرد. مجلس موسسان در 5 آذر 1304 هجري شمسي با سه برابر تعداد نمايندگان مجلس شورا با رياست ميرزا صادقخان مستشار الدوله تشكيل شد و طي پنج جلسه با تغيير اصول ياد شده، رضاخان را به سلطنت برگزيد.
عيرغم مخالفتهاي شديد آزاديخواهاني چون آيتالله مدّرس، رضاخان 4 سال بعد از كودتاي 3 اسفند 1299 هجري شمسي در 4 ارديبهشت 1305 هجري شمسي به پادشاهي ايران رسيد و تا 21 سال بعد يعني 1320 بر مردم ايران، مستبدانه حكومت كرد و از منافع سياسي، اقتصادي و فرهنگي انگليس در ايران حمايت و حفاظت كرد؛ امّا استعمار پير در زمان جنگ جهاني دوم به علّت گرايش او به آلمان وي را از پادشاهي خلع و از ايران تبعيد كرد.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل